ازصدای گذرِ آب چنان فهمیدم
تندتر از آبِ روان، عمرِگران می گذرد!
زندگی را نفسی، ارزشِ غم خوردن نیست!
آنقدر سیر بخند، که ندانی غم چیست.
روزگارتان بی غم
لحظههاتون قشنگ و زیبا
ستاره مشرقی
ستاره مشرقی
ازصدای گذرِ آب چنان فهمیدم
تندتر از آبِ روان، عمرِگران می گذرد!
زندگی را نفسی، ارزشِ غم خوردن نیست!
آنقدر سیر بخند، که ندانی غم چیست.
روزگارتان بی غم
لحظههاتون قشنگ و زیبا
بعضی از باورهای غلط که از قبل در ذهن ما خانه کرده، موجب ميشود که شناخت حقيقی از خود نداشته باشيم.
چه خوب است که گاهی با خانه تکانی ذهنی بتوانيم صندوقچه ی ذهن خود را از باورهای غلط قديمی خالی کنيم و فضا را برای ايجاد آرامش و خودشناسی در وجودمان باز کنيم.
انسان ها همان گونه که می انديشند، زندگی ميکنند.
پس مثبت بينديشيم.
عبارت تاکیدی:
من در افكار مثبت زندگی ميكنم!
خداوندا سپاسگزارم…
پِـيِ کدام نخود سياه بفرستم دلم را ؟!
وقتي فقط بهانه
شش گوشه
حُــ
سِــ
ـيــ
ــن
را گرفته است ؟!
“حســــــــــــــيـن جــــــــان”
هواي دو نفره نه چتر مي خواهد و نه باران!
فقط يک حرم مي خواهد و زائري خسته !
بطلـــــــب آقــــــــا …
دلتنگم.
سلامی از دور دست ها،به حسین غریب
اَلسَّلامُ عَلَيْكَ يا اَبا عَبْدِاللهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتي حَلَّتْ بِفِنائِكَ عَلَيْكَ مِنّي سَلامُ اللهِ اَبَداً ما. بَقيتُ وَبَقِيَ اللَّيْلُ وَالنَّهارُ وَلا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّي لِزِيارَتِكُمْ، اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَيْنِ وَعَلى عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَوْلادِ الْحُسَيْنِ وَعَلى اَصْحابِ الْحُسَيْن ..
بنــــ﷽ــام تـــــو
باز بارانٰ …
با ترانہ …
دارد از مادر نشانہ …
بوی باران …
بوی اشڪ مادرانہ …
پر ز نالہ …
ڪودڪی با مادری پهلو شڪستہ …
سمت خانہ …
ڪوچہ ها و تازیانہ …
گریه های ڪودڪانہ …
حمله ی نامرد پَستی وحشیانہ …
تازیانہ تازیانہ …
پس چرا مادر ، چرا گم ڪرده راه آشیانہ …
باز باران …
دانہ دانہ ، حیـدرانہ …
بی صدا و مخفیانہ …
آه ، از غسل شبانہ …
زینبــانہ …
لرزه افتاده به شانہ …
پشت تابوتی روانہ …
باز باران …
باز …
شهادت حضرت زهرا (س) تسلیت